خرید بک لینک
"از شیوای هندی تا کوروش پرتغالی "

شیوا یکی از بلند پایه ترین ایزدان آئین هندو است .او خدای نگهدار آسمان و زمین و نابود کننده اهریمنان و بخشاینده گناه و افزون کننده روزی است.

روي پيشاني تصاوير و مجسمه هاي شيوا سه خط خاكستري كشيده شده كه سه رنج بشر را به تصوير مي كشد " جهل – خود پرستي – خشم"

اين عوامل حکایت رنج همه انسان ها است .

در افسانه های هندویان گفته اند که شيوا خدا شد زيرا بر اين سه پديده غلبه كرد.

شيوا پوست ببر كه نشانه شهوت که به نوعی جهل و پوست فيل كه نشانه غرور و خودپرستی و پوست گوزن كه نشانه ذهن سرگردان وخشم یکی از آفریده های این سرگردانی فکر است را به تن كرد تا بگويد هر انسانی براي قدرتمند شدن بايد بر اين سه عامل پيروز شود.

این حکایت می تواند برای همه انسانها راه و روشی برای دوری از سیاهی ها و رنج ها ورسیدن به سپیدی و خوشبختی در زندگی باشد و شاید استیلا بر این سه عامل رنج برای پسری که 66 سال پیش در نامپولا موزامبیک متولد شد می توانست بعنوان یک درس و وظیفه تلقی می شد تا روزهای سخت زندگیش کمتر بودند.

از کارلوس مانوئل بریتو لئال کی روش ملقب به کارلوس کی رش سخن می گوئیم. مردی که بارها با عدم درک موقعیت ها و غرور ناشی از شهرتش و خشم ماحصل از آنها رنج را فرا خواند.

کیروش در دوران جوانی خود، از ۱۵ تا ۲۱ سالگی، در تیم شهر محل تولد خود دروازه بان بود اما رویدادهای غیر فوتبالی سرنوشت او را عوض کرد.

در سال 1974 در کشور پرتغال انقلابی رخ داد که بعلت آن که بدون خونریزی و خشونت بود و مردم با شاخه های گل میخک به استقبال سربازان ارتشی که برای سرکوب رفته اما تسلیم مردم شدند به انقلاب میخک معروف شد.

وقوع این انقلاب باعث شد که موزامبیک کشوری که در جنوب شرقی آفریقا است و از قرن شانزدهم مستعمره پرتغالی ها بود در جریان یک جنگ استقلال طلبانه در سال 1975 اعلام استقلال کرده و به " جمهوری خلق موزامبیک " تبدیل شود.

این انقلاب برای بسیاری از پرتغالی تبارهائی که در این کشور زندگی می کردند به معنی مهاجرت بوده و کارلوس کی روش یکی از آنها بود.

او سه سال بعد دارای مدرک کارشناسی ارشد تربیت بدنی از دانشگاه لیسبون شد و پس از دو سال کار مربیگری در تیم دانشگاهی که تحصیل می کرد و چند شغل در رده پایه در تیمهای لیگ دسته دوم پرتغال سر انجام اولین شغل خود بعنوان دستیار را در لیگ برتر فوتبال پرتغال در رده بزرگسالان را در فصل 1984- 1983 آغاز کرد.

آغاز شهرت کی روش از زمانی بود که در اواسط دهه 80 قرن بیستم همکاری خود را با فدراسیون فوتبال پرتغال شروع کرد و با تیم زیر 20 سال پرتغال دو بار متوالی قهرمان جام جهانی فوتبال جوانان و با تیم زیر 16 سال این کشور یک بار هم قهرمان اروپا شد و ملقب به معمار نسل طلائی فوتبال پرتغال با کشف استعدادهائی چون لوئیز فیگو و روی کاستا و ژاِئو پینتو... شد.

او در سال 1991 سر مربی تیم ملی پرتغال شد اما نتوانست این تیم را به جام جهانی 1994 برساند و از کار کناره گیری کرد ولی اظهار نظر مشهوری را بیان کرد که حاکی از عدم مهار هیولای خشم درونش بود و آن جمله این بود:

" این تیم ملی پرتغال است که باید تمام ناکاررائی های فدراسیون فوتبال را جمع کند "

این جملات در حالی گفته شد که یک سال قبل از همین فدراسیون فوتبال پرتغالی که او ناکار آمدشان می خواند مدال لیاقت دریافت کرده بود!

پس از درگیری با فدراسیون فوتبال پرتغال راهی تیم اسپورتینگ لیسبون شد و دوفصل متوالی مابین سالهای 1994 تا 1996سرمربی این تیم بود و یک مقام دومی و یک مقام سومی لیگ و یک مقام حذفی و یک قهرمانی در سوپر جام ماحصل کار او در این باشگاه مشهور پرتغالی شد.

او سپس به آمریکا رفت ودر باشگاه نیویورک جرسی نیو استار مربیگری کرد که توفیقی نداشت و سپس راهی ژاپن و تیم ناگویا گرامپوس ایت شد تا جانشین آرسن ونگری شود که به آرسنال رفته بود.

در ژاپن روزهای بد کی روش ادامه داشت و شاید باید تنها به یک نایب قهرمانی او در جام برندگان جام آسیا در فصل 1997- 1996 اشاره داشت.

او در سال 1998 به آمریکا برگشت و مشاور فدراسیون فوتبال این کشور شد و در حالی که گفته می شد قرار است سر مربی تیم ملی این کشور شود ناگهان پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی امارات را قبول کرد و راهی این شیخ نشین ثروتمند خلیج فارس شد.

دوران حضور او در امارات موفقیت آمیز نبود وبا حذف تیمش در بازیهای آسیائی 1998 از این تیم اخراج شد.

پس از اخراج از امارات او رهسپار قاره موطن اصلیش یعنی آفریقا شد و هدایت تیم ملی آفریقای جنوبی را بر عهده گرفت و در مسابقات انتخابی جام جهانی 2002 موفق شد این تیم را به این جام برساند اما بسیاری معتقدند تعلیق تیم ملی گینه حریف اصلی آفریقای جنوبی در میانه مسابقات به این صعود بسیار کمک کرد .

پس از این اتفاقات تیم ملی آفریقای جنوبی در مسابقات جام ملتهای آفریقا شرکت کرد و در حالی که در سه دوره قبلی این جام یک عنوان قهرمانی و یک نایب قهرمانی و کسب مقام سومی را در کارنامه داشت خیلی زود توسط تیم کشور فقیر مالی حذف شد و این آغاز جنجال ها و خشم های ناگهانی دیگر کی روش با مسئولین فدراسیون فوتبال آفریقای جنوبی و مدیر فنی شد به گونه ای که سر انجام از تیم اخراج شد.

کی روش سپس به منچستر یونایتد رفت و در یک فصل در کنار فرگوسن دستیار بود سپس در سال بعد یعنی در فصل 2004-2003 به رئال مادرید رفت که یک ناکامی بزرگ را با قوهای سپید برنابئو تجربه کرد و سپس به منچستر یونایتد بازگشت و در سالهای مابین 2004تا 2008 کمک سر الکس فرگوسن شد تا پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی کشورش را در سال 2008 دریافت کرد با این تیم در جام جهانی 2010 شرکت کرد و در مرحله حذفی از جام کنار رفت و این حذف باعث درگیری های دیگر او با فدراسیون پرتغال شد و اتفاق همیشگی رخ داد . او اخراج شد!

سرانجام در سال 2011 به ایران رسید.

پس از تعطیلات نوروز 1390 بود که کارلوس کی روش به ایران رسید. در حالی که گفته می شد مذاکرات با کی روش به نتیجه ای نرسیده است ناگهان همه چیز وارونه شدو کارلوس کی روش به همراه خولیو ولاسکو به تهران رسیدند تا سرمربی تیمهای ملی فوتبال و والیبال ما شوند.

روزی که کی روش به ایران رسید اظهار نظر جالبی در مورد خودش کرد. او از قول یکی از دوستان ایرانیش اعلام کرد که نامش کی روش نیست بلکه کوروش است. کوروش امپراتور بزرگ هخامنشی ایران نامی بزرگ برای ایرانیان و جهان است و از این رو این اظهار نظر به نوعی می توانست حکایت مردی را تعریف کند که خود را " امپراتور جدید فوتبال " ایران می دانست.

قصه از آنجائی جالب می شد که او جانشین افشین قطبی می شد که در بین طرفدرانش در ایران ملقب به " امپراتور" بود.

کی روش در آغاز کارش سخن از همکاری تمامی بخش های فوتبال ایران برای موفقیت او برای صعود به جام جهانی 2014 کرد. کی روش برای رسیدن به جام جهانی 2014 نبردهای فراوانی را بعنوان امپراتور جدید فوتبال ایران انجام داد . او در آغاز نبردهائی در عرصه بازیکنانی تیم ملی داشت و در حالی که توانست مجوز بازیکنانی چون دژاگه و قوچان نژاد و بیت آشور و دانیل داوری... که در آن روزگار به دورگه ها معروف بودند را برای حضور در تیم ملی بگیرد از سمت دیگر به دلایل مختلف و با دعواها و جنجالهای زیاد بازیکنانی چون مهدی رحمتی و هادی عقیلی و محمد رضا خلعتبری را برای همیشه از تیم ملی حذف کند اتفاقی که باعث شد تیم ملی ایران تا آستانه حذف از جام جهانی 2014 پیش رود اما درخشش ایران در بازیهای آخر باعث شد که تیم ملی پس از 8 سال یک بار دیگر جام جهانی را تجربه کند.

دامنه غرور و خشم کی روش باعث شد که او به همکاران خودش هم حمله کرده و بسیاری از آنها را از تیم ملی ایران جدا کند مردانی که عمدتا ایرانی بودند مردانی چون امید نمازی و مجید صالح و علی کریمی و جواد نکونام و افشین پیروانی از جمله آنها هستند

او با بسیاری از مربیان شاغل در لیگ داخل ایران هم همان برخوردی را داشت که با همکاران آفریقای جنوبی خود داشت یعنی عناد و خشم با کسانی که دامنه استیلا و حریم قدرت او را دچار خطر می کنند.

این امپراتور پرتغالی نبردهائی بابسیاری از مربیان شاغل داخلی داشته است و فرقی ندارد که او پر افتخار ترین مربی لیگ چون ژنرال فوتبال ایران امیر قلعه نوعی ویا معترض ترین و عاصی فوتبال ما مایلی کهن ویا جنتلمنی چون پرفسور برانکو ایوانکوویچ و ... باشد .

دامنه خشم کی روش تنها مربیان داخلی را نگرفته است بلکه او در پایان بازی برگشت ایران و کره جنوبی در راه انتخابی جام جهانی 2014 برزیل که با پیروزی تیم ملی ایران همراه شد با سرمربی تیم ملی کره یعنی چوی کانگ هی واکنشی که تنها از خشم بی کران نتیجه می شود را نمایش داد.

اگر فکر کنیم که کی روش تنها با بازیکنان و مربیان رفتارهای دیکتاتور گونه ای داشته است سخت اشتباه می کنیم .

او بارها با مدیرانی که باید تحت نظارت آنها کار کند هم درگیری هائی داشته است که از جمله آنها می توان به درگیری لفظی او با دکتر علیرضا اسدی دبیر کل اسبق فدراسیون فوتبال اشاره کرد که سر انجام با استعفای او از فدراسیون فوتبال به اتمام رسید.

به نظر می رسد هشت سال سابقه حضور کی روش در فوتبال ایران با پایان مسابقات تیم ملی فوتبال کشورمان در جام ملتهای آسیا امارات به پایان می رسد ولی هنوز درگیری های او ادامه دارد و در آخرین اظهار نظرهایش وزیر ورزش هدف خشم کی روش قرار گرفته است. نبردی که می تواند امپراتور مربیان تیم ملی ایران که بیشترین دوران احراز این پست را دارد را به پایان راه برساند. کی روش که در طی سالها از گران ترین مربیان جهان بوده است و هر بار که شرایط را برای خودش سخت دیده به اتکای نتایج قابل قبولی که گرفته که در راس آنها نتایج بازیهای تیمش در برابر آرژانتین در جام جهانی 2014 و اسپانیا و پرتغال در جام جهانی 2018 بوده و حضور دو دوره متوالی تیم ملی ایران در این رویداد جهانی است تهدید به استعفا کرده و هیچ مقامی را لایق پاسخگوئی نمی بیند و شاید باید تنها به حسرت 43 ساله ایران در رسیدن قهرمانی به جام ملتهای آسیا پایان دهد تا همچنان به ادامه امپراتوری امیدوار باشد.

به نظر می رسد اگر این روزها دوست ایرانی کارلوس کی روش که به او لقب کوروش داد به رفتارها و جنگهای این مربی پرتغالی- موزامبیکی بنگرد پشیمان شود که چرا به کی روش فقط از اقتدار کوروش کبیر گفته و هیچ سخنی از بخشندگی و مهربانی و احترام به عقاید دیگری که از خصیصه های مهم این امپراتور باستانی ایرانی بوده اشاره نکرده است که شاید اگر این حادثه رخ میداد کی روش هم تغییر روش می داد و از رنج های انسانی که شیوا خدای هندویان که جهل و غرور و خشم هستند کمتر آسیب می دید و آنگاه خاطرات کوروش پرتغالی فوتبال ما حکایت های شیرین تری داشت.

برچسب: نویسنده: سام حکیمی تاريخ: يکشنبه 14 بهمن 1397 ساعت: 12:12

صفحه بندی